تبليغاتX
..::۩۝۞ سیاه راه موفقیت ۞۝۩::..

..::۩۝۞ سیاه راه موفقیت ۞۝۩::..

خوش آمد گویی من رو پذیرا باشید........ عرشیا

120 قانون طلایی موفقیت

   ..:: بسم الله الرحمن الرحیم ::..

سلامی دیگه توو یه جمعه ی دیگه

 

 دقایقی با برایان تریسی و ۱۲۰ قانون موفقیت !!

 

برایان تریسی

آنتونی رابینز 

۱- قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد .

2- قانون ذهن
همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .
همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید .

3- قانون عینیت یافتن ذهنیات
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید .
زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید .

4- قانون رابطه ی مستقیم
زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد .

5- قانون باور
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
- باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید .
- آنها را از بین ببرید .

6- قانون ارزش ها
نحوه ی عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است .
آنچه براستی ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است .

7- قانون انگیزه
هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی ، خواسته ها و غرایز شما سرچشمه می گیرد . این کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.
رمز موفقیت دو چیز است :
- تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها .
- مشخص کردن انگیزه ها .

8- قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه
ذهن ناخودآگاه شما موجب می شود همه ی گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است .
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد .

9- قانون انتظارات
اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامورتان امکان وقوع پیدا می کند .
شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد .

10- قانون تمرکز
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند .
هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می گیرد و گسترش پیدا می کند . بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید .

11- قانون عادت
حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر .
شما می توانید عادت هایی را که موفقیتتان را تضمین می کند در خود پرورش دهید . به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید .

12- قانون جذب
شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب می کنید ، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت .
شما می توانید بهتر از اینکه هستید باشید ، ثروتمند تر از اکنون باشید و توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر دهید .

13- قانون انتخاب
زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است .
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید ، کنترل کامل زندگی تان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست .

14- قانون تفکر مثبت
 برای موفقیت و شادی در تمام جنبه های زندگی تفکر مثبت امری ضروری است .
شیوه ی تفکر شما نشان دهنده ی ارزش ها ، اعتقادات و انتظارات شماست .

15- قانون تغییر
تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت می شود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است .
کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن .

16- قانون کنترل
این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر می کنید بستگی به این دارد که فکر می کنید تا چه حد زندگی تان را تحت کنترل دارید .
سلامتی ، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار ، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود می آید .

17- قانون مسئولیت
هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواسته اید .
مسئولیت کامل آنچه که هستید ، آنچه که بدست آورده اید و آنچه که خواهید داشت بر عهده ی خود شماست .

18- قانون پاداش
عالم در نظم  و تعادل کامل به سر می برد . شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید .
همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید . اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید .

19- قانون خدمت
پاداش هایی که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد .
هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار و مطالعه کنید و توانایی های خود را افزایش دهید ، در عرصه های مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری به دست می آورید .

20- قانون تاثیر تلاش
همه ی امیدها ، رویاها ، هدف ها و آرمان های شما در گرو سخت کوشی شماست .
هر چه بیشتر تلاش کنید ، بخت و اقبال بهتری پیدا می کنید .
هیچ راه میانبری وجود ندارد .

21- قانون آمادگی
شانس در واقع به هم پیوستن موقعیت و آمادگی است . عملکرد خوب نتیجه ی آمادگی کامل است که مراحل کسب آن اغلب از هفته ها ، ماه ها و سال ها قبل آغاز می شود .
در هر حوزه ای موفق ترین افراد آنهایی هستند که همواره در مقایسه با افراد نا موفق وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کار می کنند .

22- قانون حد توانایی
هیچ وقت برای انجام همه ی کارها وقت کافی وجود ندارد ولی همیشه برای انجام مهمترین کارها وقت کافی است .
هر جه بیشتر کار کنید کارایی بیشتری پیدا می کنید . اما اگر بخواهید بیش از حد حد توانتان انجام امور مختلف را به عهده بگیرید نتیجه ای جز این نخواهد داشت که بفهمید توانایی شما برای انجام کارها حدی دارد .

23- قانون تصمیم
مصمم بودن از ویژگی های اساسی افراد موفق است .
در زندگی شما هر جهشی در جهت پیشرفت ، هنگامی حاصل می شود که در موردی تصمیم روشنی گرفته باشید .

24- قانون خلاقیت
ذهن شما می تواند به هر چیزی که برایش قابل درک باشد و آن را باور داشته باشد دست یابد .
هر نوع پیشرفتی در زندگی تان با یک ایده آغاز می شود و چون توانایی شما در خلق ایده های جدید نا محدود است آینده ی شما نیز محدودیتی نخواهد داشت .

25- قانون انعطاف پذیری
در تعیین اهداف خود قاطعیت داشته باشید ، اما در مورد روش دستیابی به آنها انعطاف پذیر باشید .
در عصر تحولات سریع ، رقابت شدید و کهنه شدن مدام همه چیز ، انعطاف پذیری و سازگاری از شرایط اساسی موفقیت است .

26- قانون استقامت
معیار ایمان به خود ، توانایی استقامت در برابر سختی ها ، شکست ها و نا امیدی هاست .
استقامت ویژگی اساسی موفقیت است . اگر شما به اندازه ی کافی استقامت کنید ، طبیعتا سرانجام موفق می شوید .

27- قانون صداقت
خوشبختی و داشتن عملکرد عالی هنگامی به سراغ شما می آید که تصمیم بگیرید هماهنگ با والاترین ارزش ها و عمیق ترین اعتقادات خود زندگی کنید .
همیشه با آن بهترین ِ بهترین ها که در درون شماست صادق باشید .

28- قانون احساس
شما در فکر کردن ، درک کردن و تصمیم گرفتن صددرصد احساسی عمل می کنید . با احساستان تصمیم می گیرید و با عقلتان توجیه می کنید .
از آنجایی که کنترل افکارتان در دست خودتان است ، خوشبختی شما نیز بستگی به میزان اراده ی شما در کنترل افکارتان دارد .

29- قانون خوشبختی
کیفیت زندگی تان را احساس شما در هر لحظه تعیین می کند و احساس شما را تفسیر شما از وقایع پیرامونتان تعیین می کند نه خود وقایع .
هرگز برای اینکه تجربه ی خوشی از دوران کودکی داشته باشید دیر نیست . کافی است گذشته را مرور کنید و روشی را که برای تفسیر تجربیات خود داشته اید تغییر دهید .

30- قانون جایگزینی
ذهن خودآگاه شما در آن واحد فقط می تواند یک فکر را در خود جای دهد ، یا مثبت یا منفی . شما می توانید با جایگزین کردن افکار مثبت به جای افکار منفی به خوشبختی دست پیدا کنید .
ذهن مانند باغی است که در آن یا گل می روید یا علف هرز .

31- قانون اظهار
هر گفته ای تاثیری به جا می گذارد . وقتی چیزی را با حالتی سرشار از احساس به خودتان می گویید ، افکار ، ایده ها و رفتارهایی هماهنگ با همان کلمات بوجود می آید .
فقط راجع به چیز هایی فکر کنید که طالب آن هستید و راجع به آنچه که طالب آن نیستید فکر نکنید .

32- قانون عکس العمل
افکار و احساسات شما تعیین کننده ی اعمال شماست و اعمال شما نیز به نوبه ی خود تعیین کننده ی افکار و احساسات شماست .
اگر برخوردی مثبت ، خوشایند و خوش بینانه داشته باشید ، فردی مثبت ، خوشایند و خوش بین خواهی شد .

33-  قانون تجسم
دنیای پیرامون شما تصویری از دنیای درون شماست . تصاویر ذهنی که به آن مشغول هستید افکار ، احساسات و رفتار شما را تحت تاثیر قرار می دهد .
هر چیزی که به روشنی و با تمام وجود تجسم کنید نهایتا در زندگی شما به واقعیت می پیوندد .

34- قانون تمرین
هر چیزی را که مرتبا تمرین کنید تبدیل به یک عادت جدید می شود . شما می توانید رویکرد ها ، توانایی ها و کیفیات خوشبختی و موفقیت را در خود بپرورانید ، به این صورت که قوانین موفقیت را برای خود آنقدر تکرار کنید تا جزئی از شخصیت شما شوند .

35- قانون تعهد
کیفیت عشق و طول مدت یک دوستی رابطه ی مستقیم با عمق تعهد هر دو نفری دارد که می خواهند با یکدیگر رابطه ی موفقی داشته باشند .
نسبت به کسانی که برایشان اهمیت زیادی قایل هستید از صمیم قلب و بی قید و شرط متعهد باشید .

36- قانون ارزش
شما همیشه به سوی کسانی که با شما ارزش ها ، باورها و اعتقادات مشترکی دارند و با آنها توافق دارید ، جذب می شوید .
عشق کور نیست .

37- قانون تفاهم
میزان تفاهم شما با هر کس بستگی به این دارد که تا چه حد ارزش ها ، رویکردها ، هدف ها و باورهای مشترکی دارید .

38- قانون ارتباطات
کیفیت روابط شما را ، کیفیت و کمیت ارتباطات شما با دیگران تعیین می کند .
ایجاد و حفظ روابط خوب نیاز به صرف وقت دارد .

39- قانون توجه
شما به چیزی توجه می کنید که آن را بسیار دوست دارید و برایش ارزش قائل هستید .
با دقت گوش کردن به دیگران باعث می شود بفهمند که شما آنها را دوست دارید و این کار باعث ایجاد اطمینان می شود ، یعنی همان چیزی که اساس یک ارتباط دوستانه است .

40- قانون عزت نفس
هر کاری که در زندگی انجام می دهید برای حفظ یا افزایش عزت نفس است . شما در کنار کسی احساس خوشبختی می کنید که باعث می شود احساس کنید فردی ارزشمند و مهم هستید .
هر چه بیشتر سعی کنید که عزت نفس را در دیگران افزایش دهید خودتان را نیز بیشتر دوست خواهید داشت و برای خودتان احترام بیشتری قائل خواهید شد .

41- قانون تلاش غیرمستقیم
در روابط با دیگران غیر مستقیم عمل کردن بیشتر باعث موفقیت می شود . برای اینکه یک دوست خوب داشته باشید باید یک دوست خوب باشید . اگر می خواهید روی دیگران تاثیر بگذارید باید شما هم از دیگران تاثیر بگیرید .
برای ایجاد و حفظ روابط دوستانه باید اول خودتان یک فرد دوست داشتنی باشید .

42- قانون تلاش معکوس
هر چه بیشتر تلاش کنید که به زور رابطه ی خوبی با دیگران ایجاد کنید کمتر موفق خواهید شد .
برای ایجاد یک رابطه ی خوب کافی است فقط راحت باشید ، خودتان باشید و از لحظاتی که با دیگران هستید لذت ببرید .

43- قانون هویت
حساسیت بیش از حد یا شخصی کردن مسائل یکی از دلایل اصلی بروز مشکل در برقراری روابط با دیگران است .
فقط از طریق غیرشخصی کردن ، جدا کردن خود از مسائل و داشتن یک نگرش عینی و واقع بینانه می توانید خوب عمل کنید و با دیگران روابط موثر برقرار سازید .

44- قانون بخشش
سلامت روانی شما دقیقا بستگی دارد به اینکه تا چه حد می توانید کسانی را که با اعمالشان به نحوی به شما آسیب رسانده اند براحتی ببخشید .
بسیاری از ناراحتی ها و بدبختی ها ناشی از ناتوانی در بخشیدن دیگران است . این عدم توانایی منجر به مقصر شمردن دیگران و احساس کینه و نفرت نسبت به آنها می شود .

45- قانون پذیرش واقعیت
مردم تغییر نمی کنند . آنها را همان طور که هستند بپذیرید. سعی نکنید دیگران را عوض کنید یا انتظار داشته باشید تغییر کنند . شما نتیجه ی نگرش خودتان را می بینید .
کلید داشتن روابط خوب با دیگران ؛ پذیرش آنها به همان صورتی است که هستند .

46- قانون کم کوشی
بشر سعی می کند آنچه را که می خواهد با کمترین تلا ش ممکن بدست آورد . همه ی پیشرفت های بشر در زمینه ی تکنولوژی در واقع راه های دستیابی به بیشترین برون داد با کمترین درون داد است .
بنابراین همه ی افراد بشر اساسا تنبلند و همواره به دنبال آسان ترین راه ممکن برای انجام کارها هستند .

47- قانون حداکثر
بشر همیشه سعی می کند در قبال صرف وقت ، پول ، تلاش یا احساس خود بیشترین نتیجه را حاصل کند . در انتخاب بین کمتر یا بیشتر ، ما همیشه بیشتر را انتخاب می کنیم .
بنابراین ، ما مردم اصولا در انجام هر کاری حریص هستیم . این ویژگی فی نفسه نه خوب است و نه بد . این فقط یک واقعیت است .

48- قانون مصلحت
شما همیشه سعی می کنید در سریعترین زمان ممکن و با آسانترین راه به هدف هایتان برسید و کمتر به عواقب این کار توجه دارید .
شما در هر کاری که انجام می دهید تمایل دارید که از روشی استفاده کنید که دردسر و مشکلات کمتری ایجاد کند .

49- قانون دوگانگی
شما برای هر کاری که انجام می دهید همیشه یکی از این دو دلیل را ارائه می دهید :
- دلیلی که درست به نظر می رسد
- دلیل واقعی
دلیلی که درست به نظر می رسد دلیلی احترام برانگیز و ظاهرا شرافتمندانه است . اما دلیل واقعی این است که راهی که انتخاب کرده اید در حال حاظر سریعترین و آسان ترین راه برای رسیدن به اهداف شماست .

50- قانون انتخاب
هر کاری که انجام می دهید بر اساس ارزش های غالب در آن لحظه است . حتی هیچ کاری نکردن هم نوعی انتخاب است .
هر جا که هستید و هر کسی که هستید به دلیل انتخاب ها و تصمیم هایی است که تا این لحظه گرفته اید .

51- قانون ارزش واقعی
ارزش هر چیز در چشم بیننده است . برای هیچ چیز ارزش از پیش تعیین شده ای وجود ندارد . میزان ارزش هر چیز بهایی است که کسی حاضر است برایش بپردازد .
کسی که حاضر است در مقایسه با دیگران بالاترین بها را برای چیزی بپردازد ارزش نهایی آنرا تعیین می کند .

52- قانون تعجیل
شما همیشه ترجیح می دهید که زودتر به آرزوهایتان برسید تا دیرتر .
به همین دلیل است که در تمام عرصه های زندگی تان بی قرار هستید .

53- قانون ارزش نهایی
تعیین کننده ی بهای اصلی هر محصول اینست که آخرین مشتری ها برای آخرین اقلام باقی مانده ی آن ، چقدر حاضرند بپردازند .

54- قانون عرضه و تقاضا
هنگامی که مقدار کالا یا مواد اولیه محدود است ، افزایش قیمت منجر به کاهش تقاضا می شود و برعکس .
تشویق باعث افزایش و تنبیه باعث کاهش می شود . در فعالیت های تولیدی ، مالیات و مقررات در حکم تنبیه عمل می کنند و در فعالیت های غیر تولیدی ، سود و مزایا به عنوان پاداش عمل می کند .

55- قانون کهن (Kohen)
همه چیز قابل بحث و مذاکره است .
چه در خرید و چه در فروش ، هر پیشنهاد قیمت یا شرایطی از سوی یکی از طرفین معامله در صورتی بهترین پیشنهاد است که بازار ، آنرا بپذیرد .
همیشه برای رسیدن به قیمت بهتر صحبت کنید .

56- قانون داوسن (Davson)
اگر بدانید چگونه به بهترین نحو وارد مذاکره شوید ، همیشه می توانید معامله ی بهتری انجام دهید .
همیشه بیشتر از آنچه در نظر دارید مطالبه کنید . هرگز اولین قیمت پیشنهادی را نپذیرید . عجله نکنید و سپس قیمت بهتری را درخواست کنید .

57- قانون تعیین مهلت
تعیین مهلت یکی از جنبه های ضروری معامله است . هرگاه پیشنهادی می دهید ، برای رد یا قبول آن مهلتی تعیین کنید .
اما اگر طرف مقابل برای شما مهلتی تعیین کند ، کافی است بگویید : " اگر فقط همین قدر وقت دارم جواب من منفی است " .

58- قانون شرایط پرداخت
شرایط پرداخت یک معامله از سایر شرایط ، حتی از قیمت مهمتر است .
شما معمولا می توانید هر قیمتی را بپذیرید اگر شرایط پرداخت مطلوب باشد .

59- قانون آمادگی
80% موفقیت در معاملات بستگی به این دارد که تا چه حد از قبل خود را آماده کنید .
قبل از معامله حتما اطلاعات لازم را جمع آوری کنید ، کارهای مقدماتی را انجام دهید و از صحت فرضیات خود اطمینان حاصل کنید .

60- قانون جابجایی
قبل از معامله خود را به جای طرف مقابل بگذارید و پیش بینی کنید که او قصد دارد چگونه معامله را پیش ببرد .
هنگامی که از موقعیت طرف مقابل درک درستی پیدا کردید ، بهتر خواهید توانست معامله را به نفع خود به انجام برسانید .

۶۰ تای آخری رو هفته ی آینده آپ می کنم...
 

انریکو

به امید دیدار همتون در بلندترین قله ی موفقیت

یا حق...

جن

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 22:56  توسط عرشیا  | 

اصل مهم مقابله با عامل تهدید !!!

   ..:: بسم الله الرحمن الرحیم ::..

سلامی دیگه توو یه جمعه ی دیگه

شیوانا

 تا حالا تهدید شدی ؟! نشدی ؟ پس اینو نخون...

"تهدید" یه رسم قدیمیه که از ابتدای خلقت حیوان و انسان همیشه بوده. خیلیا وقتی تهدید می شن می ترسن ؛ دستپاچه می شن و می خوان به هر ترتیبی که شده ؛ "عامل تهدید" رو از خودشون دور کنن. بعضیا هم وقتی تهدید می شن انرژی می گیرن و به تقلا می افتن و رشد می کنن. درست مثل دانشجوهای شب امتحانی یا فوتبالیستای دقیقه ی نودی که وقتی همه چیز رو از دست رفتنی می بینن تا زه دیگ غیرتشون جون می آد و به شکار ثانیه ها می رن. بعضیا هم با بی اعتنایی به تهدید ؛ اون رو هیچ می انگارن و به کار خودشون ادامه می دن و این دیگه با تهدید کنندس که چقدر تهدیدش جدی و اثر گذار باشه تا تهدید شونده رو وادار به واکنش کنه.

"تهدید" همیشه به بهونه ی گرفتن چیزی ؛ به سمت ما می آد. کسی که تهدیدمون می کنه یا می خواد مال و ثروتمون رو بگیره ؛ یا به قصد تصاحب جایگاه و مقام و یا از بین بردن اعتبار و آبرو و حیثیتمون اومده و یا این که اساسا زورگویی و تهدید تنها روشیه که برای پیش بردن اهداف خودش بلده.

"تهدید" تموم شدنی نیست. اگه انسان ها دست از تهدید همدیگه بردارن که به خاطر محدودیت و کمبود منابع حیاتی غیر ممکنه ؛ خود طبیعت یک عامل همیشگی تهدید به شمار می آد. کمی بی دقتی در مدیریت منابع آبی می تونه یک جمعیت شهری رو با مشکل حاد کم آبی روبرو کنه. اگه جنگل ها بی رویه از بین برن ؛ تهدید سیلاب حتمیه. خونه های بدون استقامت همواره در معرض تهدید زلزله هستن و اگه از همه ی این تهدید ها جون سالم به در ببریم ؛ بزرگ ترین تهدید زندگی یعنی پیری و کهولت مقابلت ظاهر می شه و تو باید با این تهدید ابدی تا آخرین لحظات عمرت دست و پنجه نرم کنی.

اما در مقابل این همه تهدید چه باید کرد ؟ آیا باید تسلیم شد و اجازه داد عامل تهدید ؛ هر آن چه می خواهد بر دارد و برود !!؟ یا باید ایستاد و با تهدید و عواملش تا آخرین نفس مبارزه کرد

پاسخ این سوال یک جمله ی ساده بیش نیست: "بهترین راه مقابله با تهدید اینه که به اون بخندیم !" و این خندیدن الزامی نداره که حتما آشکارا و پر سر و صدا باشه !! می تونیم تو دلمون به هر کسی که مارو به از دست دادن چیزهای گرونبهامون تهدید می کنه بخندیم و نگذاریم ترس از او و تهدیدش تو دل ما لونه کنه.

معصومیت از دست رفته

اونایی که هنر خندیدن به تهدید های کوچک و بزرگ زندگی رو آموختن خوب می دونن که چقدر راحت می شه به کمک این هنر درونی از سخت ترین شرایط زندگی راحت و سربلند و بی دغدغه بیرون اومد. اونا بسیار شاد و آسودن و وقتی اطرافیان هراسناک و پریشون از اونا چاره جویی می کنن ؛ خندون و شاد می گن که شاید تهدید جدی باشه ؛ اما آشفتگی و ترس شما این تهدید رو جدی تر می کنه. تهدید و عامل تهدید رو از درون استهزا کنید و به سخره بگیرین. خواهید دید همه ی ابهت و عظمت و جبروت تهدید به یک باره محو می شه و شرایط ؛ اون چنان که واقعا هست مقابل چشمان شما آشکار می شه. در این حالت می تونید بدون احساس ترس و دلهره ؛ با آرامش عمیق درونی درست ترین تصمیم رو بگیرید.

اگه رئیستون شما رو به اخراج از خدمت تهدید می کنه ؛ اگه راننده ی سواری مسافرکش شما رو به پیاده شدن از ماشین تو نیمه ی راه تهدید می کنه ؛ اگه صاحب کارتون شما رو به عدم تمدید قرارداد تهدید می کنه و حتی اگه یه بیماری لاعلاج شما رو به کوتاه شدن عمر تهدید می کنه ؛ بهترین راه چاره ؛ خندیدن از ته دل به همه ی این تهدید ها چه کوچک و چه بزرگه. فکر و دل ما متعلق به خود ماست و هر کسی بخواد به زور تهدید ؛ اون رو بشورونه و به هم بریزه باید مورد تمسخر قرار بگیره و از ذهن و دل ما بیرون رونده بشه. این بهترین پاسخ و عالی ترین واکنش به همه ی تهدید های زندگیه... امتحان کنید !

ازدواج موقت

به امید دیدار همتون در بلندترین قله ی موفقیت

یا حق...

عجایب هفتگانه

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 2:47  توسط عرشیا  | 

وقتی تحت فشاری ؛ روزه ی سکوت بگیر !

  ..:: بسم الله الرحمن الرحیم ::..

سلامی دیگه توو یه جمعه ی دیگه

بیل گیتس

 

 قبول دارم سخته... ولی شدنیه !!! 

 

تو یکی از داستان های شیوانا خوندم که روزی مرد فقیری مورد ظلم قرار گرفته بود و به شکایت نزد شیوانا رفته بود. مرد فقیر از روی خشم به شیوانا گفت که قصد دارد در میدان دهکده مقابل همه ؛ فرد ظالم را به تلافی و انتقام تهدید کند ! و شیوانا خردمندانه پاسخ داده بود که : " اگر قصد تلافی و باز پس گیری مال و آبروی خود را داری ؛ چیزی نگو که موفق تر خواهی بود و بعدش هم هیچ کس سراغت نمی آید و دلیلی برای متهم ساختن تو ندارد ! "

در همین رابطه از بزرگی پرسیدند که بین دو حیوان خر و گاو از کدوم بیشتر می ترسی اون بزرگ پاسخ داده بود که : " از گاو بیشتر می ترسم ! چون هم عقل نداره و هم شاخ داره !! " حال فکر کنید اون گاوبازانی که تو اسپانیا هر ساله پارچه ای قرمز رو مقابل گاو تکون می دن و با سر و صدا اونو عصبانی می کنن چقدر در اشتباهن که وقتی زمین می خورن انتظار دارن گاو با اونا کاری نداشته باشه ! ( به نکته ی پنهان توجه کنید)

 

                                 گاوبازی اسپانیایی

 

البته ناگفته نمونه که زبان در کام کشیدن و ساکت موندن وقتی حقت رو می خورن و به تو ظلم روا می کنن از فریاد کشیدن بسیار سخت تره.

 

در واقع اونا که به آدم توهین می کنن و می خوان به شکلی فرد مورد نظر خودشونو به زانو در بیارن ؛ وقتی می بینن شخص زمین خورده ساکته و هیچی نمی گه بیشتر ازش می ترسن و بیشتر وحشت می کنن. اونا خوب می دونن که قدرت و دوام خشم ساکت و بی صدا بیشتر از فریاد و نعره ها و رجز خونی های بی فایدس. مردم و تماشاچیا هم وقتی می بینن کسی ساکته و هیچی نمی گه ؛ از او طرفداری می کنن و دلشون با اون همراه می شه. در واقع مظلومانی که بی جهت جیغ می کشن و دشنام می دن و پرده دری می کنن ؛ به شکلی در حال از دست دادن حق خودشون هستن ؛ چرا که بقیه ی شنوندگان و تماشاچی ها شهادت می دن که او با سر و صدا کردن و رجز خونی و بی آبرویی در ملاء عام در حقیقت مستحق ظلمی است که بر او رفته. به عبارت دیگه مدتی که می گذره تاریخ جا به جا می شه و مورخین می گن که مظلوم سر و صدا و فحاشی کرد و ظالم هم به تلافی ؛ اموال اونو گرفت. از سوی دیگه اگر هم آسیبی به شخص ظالم برسه ؛ اولین مظنون همون مظلومی خواهد بود که در ملاء عام براش خط و نشون کشیده و با صدای بلند انتقام و تلافی رو فریاد زده بود !

 

می گن حضرت علی هر از چند گاهی که دلش می گرفت ؛ شبا بیرون کوفه می رفت. سر؛  در چاه می کرد و درون چاه فریاد می زد !!

همیشه از خودم پرسیدم که مردی با اون همه فصاحت و شیوایی در سخن که نهج البلاغه خود گویای مهارت سخنوری اوست ؛ چرا اینقدر غریبانه در چاه فریاد می کشید . حالا می فهمم که می خواست قدرت و تحملش تو "سکوت کردن" رو افزایش بده.

 

 

یه ضرب المثل شرقی می گه : " کسی که تو خونه ی شیشه ای زندگی می کنه ؛ به سمت دیگران سنگ پرتاب نمی کنه ! " ساکت نموندن به وقت ضرورت و سر و صدای بی خودی راه انداختن هم چیزی شبیه سنگ انداختن تو لونه ی زنبور ها و تکون دادن پارچه ی قرمز مقابل گاو شاخدار وحشیست. خب معلومه نتیجه چی می شه ...

 

انسان وقتی هیجان زده می شه باید به شدت مواظب زبون و کلام خودش باشه. فرقی نمی کنه حالت هیجانی انسان مربوط به زمان خوشحالی او باشه یا به دلیل خشم و عصبانیتش ! هیچ وقت کسی رو به خاطر نگفتن چیزی مجازات نمی کنن. بر عکس وقتی می خوان کسی رو بی حرمت کنن ؛ از کلماتی که به زبون آورده یا چیزهایی که نوشته ؛ مچش رو می گیرن.

 

اگه احساس می کنید طاقت حفظ زبونتون رو ندارید و بغض جملات ناگفته ؛ گلوتون و پر کرده ؛ می تونید سوار ماشین بشید و تو بیابون ساکت و خلوتی شروع به فریاد زدن کنید. تو خلوت هر چی فریاد بزنید اصلا اهمیتی نداره. مهم اینه که طاقت زبان در کام کشیدن در لحظات هیجان رو در خود تقویت کنید و این هنر رو داشته باشید که وقتی همه داد و فریاد می کشن و نعره می زنن ساکت و آروم به اونا خیره شید و منتظر بمونید تا موج هیجان رد شه و آتش این شعله ی افسار گسیخته دامن شما رو نگیره.

 

راه سوم این هفته همینه :

" اگه عصبانی هستی و تحت فشار قرار داری. هر چی به تو گفتند؛ ساکت باش ! مطمئن باش چیزی رو که الان می خوای بگی بعدا هم می تونی بگی. اما اگه الان و تو این شرایط به طور ناخواسته کلامی نامناسب از زبونت خارج شد ؛ دیگه شاید نتونی به این نقطه که الان هستی برگردی. "

 

کامران و هومن

به امید دیدار همتون در بلندترین قله ی موفقیت

یاحق...

بلک کتز

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 2:30  توسط عرشیا  | 

بیایید نامرئی ها رو دیدنی کنیم !!

  ..:: بسم الله الرحمن الرحیم ::..

سلامی دیگه توو یه جمعه ی دیگه

وحشتناک

  بعضی وقتا واقعا دوستی دوستی ... می کنن پوستی !

می گن قدیمای نه خیلی دور ؛ " مرد بود و قولش ! ". یعنی وقتی کسی قول می داد ؛ حاضر بود حتی برای وفا به این قول از جونش هم مایه بذاره. اون زمان فقط یه چشم بر هم نهادن علامت رضا و موافقت بود و یه سر تکون دادن نشونه ی مخالفت همیشگی محسوب می شد.

جالب این جا بود که خیلی از این " وفاداران به عهد " چندان هم مدعی پایبندی به مسائل مذهبی نبودند ؛ ولی در عین حال وقتی صحبت از " قول شکنی " می شد خونشون به جوش میومد و از جا بر می خاستند و وفای به عهد رو از هر فریضه ای واجب تر می دونستند.

 

در اون ایام کلمه ای که فرد بر زبان جاری می ساخت به معنای صدها سند و امضا و گواهی محضری بود و بر مبنای همان " تک کلمه " خیلی ها بدون نیاز به هیچ مدرکی ؛ سال ها با هم کار می کردند و از کار با هم راضی بودند یا زوج هایی سال ها بدون مشکل با هم زندگی می کردند؛ نه مثل الان که با مهر السنه ی حضرت زهرا هم نمیشه اطمینان پیدا کنی به طرف و جوونی خودتو به حراج بذاری ؛ همینطور بالعکس ؛  این نظر شخصی منه…

 

اما حالا اوضاع خیلی فرق کرده و دیگه این " قول می دم " های شفاهی و نامرئی و نادیدنی و غیر قابل اثبات ؛ تضمینی برای پایبندی پایدار صاحب قول محسوب نمی شه و مرام حاشا کردن و زیر قول زدن برای بسیاری از قول دهندگان و متعهد شوندگان ؛ امری عادی و معمولی شده.

 

کمی به اطرافتون دقیق بشین ! آدم های فوق العاده مثبت و معصوم و زودباوری رو می بینید که مات و مبهوت ؛ قصه ی فریب خوردن خود از آدم ساده و بی اهمیتی رو تعریف می کنند که فقط با چند کلمه ی ساده موفق شده ؛ اعتماد و اطمینان اون ها رو به خود جلب کنه و در موقعیت مناسب اونا رو به اصطلاح قال بذاره و بره. جالب ترین نکته ی مشترک همه ی فریب خوردگان ساده و معصوم فقط اینه که مدرکی دیدنی و قابل ارائه در اختیار ندارند و عمده مدارک و مستندات اون ها ؛ نقل قول و شفاهیه.

جمله ی مشترک همه ی این فریب خوردگان اینه : " اصلا باورم نمی شد زیر قولش بزنه !  منو به این روز بندازه و بره پشت سرشم نگاه نکنه ! "

 

                                شکست روحی

 

کسی از دوستش پولی قرض می گیره ؛ اما وقتی صحبت مدرک دادن و رد و بدل نوشته و شاهد به میون می آد ؛ عصبانی و آزرده پول رو پس می ده و می گه انتظار نداشته که این گونه با او برخورد بشه !! به عبارتی قرض گیرنده انتظار داره که صاحب پول ؛ به کلام و گفته ی شفاهی و نامرئی و اثبات ناشدنی او اعتماد کنه و در عین حال از این که همین اعتماد نامرئی با کاغذ و شاهد و مدرکی به صورت مرئی و دیدنی در بیاد ؛ آزرده می شه.

 

مدیری به کارمندی قول می ده که اگر از جون مایه بذاره و چندین ماه به طور شبانه روز کار کنه و از استراحت و خانوادش بزنه ؛ حتما فکری برای او خواهد کرد. اما وقتی زمان وفای به عهد می رسه  جناب مدیر با قیافه ی حق به جانبی می گه که توزیع امکانات بر اساس امتیازاته و … و کارمند مات و مبهوت می مونه که چطور  قول و اشاره ی نامرئی چند ماه پیش رو مرئی و دیدنی کنه !!

 

کدخدای ده قول می ده که اگه امسال هم او رو به کدخدایی انتخاب کنند ؛ چهره ی روستا رو دگرگون می کنه و تمام مشکلات روستا رو حل می کنه. اما وقتی انتخابات تموم شد و رای آورد و بر مسند قدرت نشست ؛ همه چیز از یادش می ره و اگر هم کسی قول ها و وعده های قبل از انتخابات رو به رخش بکشه ؛ می خنده و می گه : " تفریح کردیم ! ولی اجازه بدید به امور جدی تر و واقعی تر ( و در واقعیت مرئی و دیدنی تری ) بپردازیم ! "

 

پسری به دختری قول می ده که تا آخر عمر با او خواهد بود و محاله که ازش جدا بشه. اما وقتی پس از مدتی ؛ با اصرار دختر برای ثبت ازدواج روبرو می شه ؛ همه چیز رو انکار می کنه و می ره !

 

مردی به همسرش قول می ده که وقتی خونه ای بخره ؛ نیمی از اون رو به نام زن می کنه. اما تا لحظه ی مرگ ؛ اون رو به تعویق می اندازاه و بعد از فوتش ؛ زن با دست خالی با هجوم وارثانی روبرو می شه که اون رو به یک هشتم زمینی که قرار بود مال خودش باشه تبعید می کنن. ( البته نه به این شدت ولی با اصل این یه مورد موافقم ؛ اونم با دخترای الان که ماشاا… می شه بهشون اطمینان کرد هوارتااا…به نظر من اصلا نباید قولی می داد این یه مورد رو.. ولی حالا چون داده ما هم تشریحش می کنیم )

اگه اون فردی که به دوست صمیمی یا حتی فامیلش پول می داد ؛ هم زمان کاغذ و رسید معتبری هم می گرفت ؛ اگه اون کارمند نوشته ای به دست خط خود مدیر ثبت می کرد ؛ اگه کدخدا قبل از انتخابات کاغدی رو امضا می کرد که در صودت عدم تعهد به قول هاش اهالی حق دارند او رو مجازات کنند و اگر دختر پیش شرط هر نوع گفت و گویی رو ارتباط روشن و شفاف و مستند تعیین می کرد ؛ و اگه اون مرد از همون ابتدا سه دانگ زمین رو به نام زن می کرد ؛ دیگه بسیاری از مشکلات حل می شد و بازار سوء استفاده از نامرئی ها این قدر رونق نداشت دوست من !

 

خوب به این نکته ی ظریف فکر کنید : نامرئی ها خیلی زیبا هستند.

یک نگاه عاشقانه ی آمیخته به لبخند ؛ یک صدای گرم و پر محبت ؛ یک به رو چشم گفتن معصومانه و … همه ی این ها دل رو می لرزونه و اعتماد انسان رو جلب می کنه. اما اگه در کنار همین نامرئی های دوست داشتنی ؛ یه سند مرئی و دیدنی هم به نشان تعهد گذاشته بشه ؛ مگه اشکالی داره !؟؟ با اضافه شدن یه تعهد نامه ی دیدنی و مستند ؛ دل انسان آروم می گیره و رشته ی اطمینان ها و اعتمادها به راحتی از هم گسیخته نمی شه. پس وقتی به این سادگی می شه صداقت و مسئولیت پذیری خود رو اثبات کرد ؛ چرا باید از اون طفره رفت و از خواستن مدرک آزرده شد

می گن قدیما که " مرد بود و قولش " وقتی مردی قول می داد ؛ از دادن هر نوع سندی برای اثبات قولش واهمه ای نداشت. در واقع همین آمادگی او برای سند دادن بود که حرفش رو برای خیلی ها حجت می ساخت و کلامش رو محکم ترین مدرک و دلیل می کرد.

 

خارق العاده

به امید دیدار همتون در بلندترین قله ی موفیت

یا حق...

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 3:53  توسط عرشیا  | 

به جای گله از سنگینی بار زندگی شانه هایت را بزرگتر کن !

  ..:: بسم الله الرحمن الرحیم ::..

سلامی دیگه توو یه جمعه ی دیگه

 گنجشکی با بال های عقاب...!؟

شایعه ی زلزله که پخش می شه ؛ مهم نیست شمال شهری باشی یا جنوب شهری ؛ سراسیمه همراه عزیزترین اعضای خانوادت به فضا های آزاد و پارک ها پناه می بری ! می دونی چرا دلیلش خیلی سادس ! به استحکام و زیر سازی  و استقامت ساختمانی که در اون حضور داری اطمینان نداری !

 

                           ترس کائنات متافیزیک

 

اما آیا می دونی در ژاپن وقتی قراره زلزله بیاد از مردم می خوان از خونه هاشون بیرون نیان دلیلش بازم خیلی سادس ! ژاپنی ها به استحکام و استقامت ساختمان هاشون اطمینان دارن !

زلزله همیشه هست ! شاید همین الان ؛ همین نزدیکی ها باشه . اما برای کسی که استقامت و تحمل ساختمان هاش کمه همین زلزله به ترسناک ترین و درد آور ترین مصیبت تبدیل می شه.

 

وقتی یک اتفاق نا ملایم کوچک در زندگی ؛ کمر تو رو خم می کنه و اعصابت رو به هم می ریزه ؛ اما یک مصیبت ده ها هزار بار سنگین تر برای فرد دیگری اصلا اهمیتی نداره و به راحتی از کنار اون می گذره ؛ به راستی کدام یک از شما قابل ترحم هستید

 

تا حالا تنه ی درختانی که روی سطح رودخونه ی بزرگ و خروشان در حرکت هستند رو دیدید این درختان هر کدوم برای خود هیکل و هیبتی عظیم دارن. اما در دل رودخونه ی بزرگ و خروشان ؛ مثل چوب کبریتی از این سو به اون سو کوبیده و به جلو رونده می شن. همین درختان وقتی سر راه یک رود کوچک سبز می شن ؛ رود رو ؛ وادار به ایستادن می کنن و برکه و مرداب می سازن. ولی وقتی مقابل رودخونه ای عظیم قرار می گیرن ؛ کمرشون می شکنه و از سر راه رودخونه فرار می کنن. مشکلات و سختی های زندگی هم همین طورند.

 

اگر در جریان رودخونه ؛ صبر و استقامت و تحمل تو کم و ضعیف باشه ؛ هر تکه چوبی و هر تخته سنگی می تونه برای این رود ضعیف ؛ مانعی عظیم و عبور نکردی تلقی بشه و تو رو متوقف کنه و از زندگی تو مردابی ایستا و بی حرکت بسازه. اما اگه با تمرین و ممارست روحی و روانی و با تربیت ذهن و دل خود تونسته باشی به شعوری قوی در هضم مشکلات زندگی برسی ؛ سخت ترین موانع نیز در مقابل تو پشیزی نمی ارزن و تو با یورشی کوچک و با آرامش و اعتماد به نفسی قوی می تونی از بزرگ ترین سدها عبور کنی !

 

راه سوم این هفته به همین موضوع یعنی زیاد کردن تحمل و طاقت و بزرگ کردن شانه ها برای مقابله با مشکلات و سختی های زندگی اختصاص داره.

 

  • یه نکته ی کنکوری : ما که نمی دونیم مشکلات شما چی هستن و چقدر سنگین و طاقت فرسا هستن. اما می دونیم که اگه شونه های روح و ذهن و جسم شما بزرگ تر بشن ؛ به راحتی می تونید از این مشکلات عبور کنید و به آرامش و خوشبختی در زندگی دست یابید.

 

بله زلزله هر لحظه امکان داره ؛ به شهر ما سر بزنه. این که منتظر بمونیم تا کسی در منزل ما رو بزنه و به ما بگه که کامیون سیمان و میلگرد و آهن و نقشه ی تقویت ساختمان را تحویل بگیریم و زیر سازی ساختمان های خود را تقویت کنیم ؛ این خیالی بس بیهوده و عبسه که نمی تونه سلامت زندگی ما و اعضای خانواده ی ما رو تضمین کنه اما ما می تونیم خودمون ؛ با صرف اندکی از پس انداز و حقوق خود ؛ زیر سازی ساختمان رو تقویت کنیم و چیدمان وسایل اتاق ها رو به شکلی مرتب کنبم که هنگام زلزله کمترین آسیب رو به ما برسونه و خود و بقیه ی اعضای خانواده رو به گونه ای تحت بیمه قرار بدیم که بعد از وقوع مصیبت , از پشتوانه ی مالی و حمایتی کامل یک بیمه ی معتبر برخوردار بشیم. در این صورت برای مقابله با زلزله و عبور از خطرات اون ؛ مقاوم تریم و آسیب پذیری کمتری داریم. به بیان دیگه ما شانه هایمان قوی تر شده و با آرامش و اطمینان بیشتری به مقابله با سختی ها و مصیبت ها می رویم.

 

وقتی می گیم مثبت بیندیشیم ! رفتار های منفی و آزار دهنده ی اطرافیان خود را نادیده بگیرید و آن را نشانه ی مشکلات روانی و روحی و ذهنی ایشون بدونید و برای درمان این مشکلات با اونا همراهی کنید ؛ در واقع به شما می گوییم که با این نگرش تحمل و طاقت خود در مقابل آزارهای لفظی و کلامی و رفتارهای خصمانه اطرافیان و انسان هایی که در طول روز در کوچه و خیابون و شهر می بینید رو افزایش بدید و بی جهت آرامش و تمرکز و انرژی خود رو برای چالش برای این افراد هدر ندید.

 

وقتی در یک کلاس شرکت می کنید و حرفه و مهارت جدیدی می آموزید ؛ در حقیقت شانه های ذهن خود را برای تحمل بارهای سنگین تر ؛ بزرگتر می سازید و این از دست روی دست گذاشتن و تسلیم شدن بسیار ارزشمندتر است.

 

به همین ترتیب کسی که در زندگی خود به عبادت می پردازد در حقیقت مشغول بزرگ کردن عرض شانه های روح خود برای تحمل بارهای سنگین تر و آرامش و اطمینان بیشتر است. بال های عقاب از بال های یک گنجشک بسیار بزرگ تره. به همین دلیله که عقاب می تونه در ارتفاعات بالاتر پرواز کنه و در پهنه ی آسمان ؛ بیشتر اوج بگیره و وسعت بیشتری از زمین رو زیر بال های خودش ببینه.

 

می گن گنجشکی رو به مادرش گفت که اگه بتونه بال های عقاب رو صاحب بشه می تونه بسیار بالاتر از عقاب بپره. گنجشک مادر لبخندی زد و پاسخ داد : باید بال های دل تو هم به اندازه ی بال های جسم تو قد بکشه. وگرنه به فرض محال اگه بال های بزرگ عقاب رو هم صاحب بشی ؛ ولی هنوز دلت به اندازه ی دل یه گنجشک باشه ؛ وقتی مثل یه عقاب به اوج آسمون پر بکشی ؛ از عظمت اون چه زیر بال هات می بینی ممکنه زهرت بترکه و...

 

نتیجه این که ؛ اگه در زندگی مشکلی داری و نمی تونی مقابل اون بایستی و چشم در چشم مشکل بدوزی و از اون عبور کنی ؛ سریعا تسلیم نشو و خودت رو بی اراده به جریان زندگی مسپار. کمی از مشکلت فاصله بگیر و به شونه های ذهن و جسم و روح خودت خیره شو. نگاهت رو به آسمون بدوز و از خالق هستی بخواه تا این شونه ها رو بزرگ تر کنه. به محض این که چنین خواهشی رو به سمت آسمون رونه ساختی ؛ دیگه منتظر اجابت نباش ! مطمئن باش کا خالق کائنات بلافاصله جواب تو رو می ده. آن گاه قدم بردار و از مشکل عبور کن. این رمز راه سوم این هفتس...

 

                    

                               به امید دیدار همتون در بالاترین قله ی موفقیت

                                                     یا حق...

 

                                            

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 23:50  توسط عرشیا  |